در محضر آیت الله مجتبی تهرانی

در بین ما هر کدام از ائمه (علیهم السلام) به یک خصلتی مشهور هستند.
من امروز پیش خودم فکر می کردم، که از امام حسن (علیه السلام) به کریم اهل بیت تعبیر می شود.
می دانید این یعنی چه؟ یک روایتی از خود امام حسن(علیه السلام) می گویم دارد که
« سُئِلَ الحَسَنُ (علیه السلام) مَا الکَرَم؟» از خود حضرت پرسیدند کرم چیست؟
من جای دیگر هم نرفتم. خود او که کریم است کرم را چه معنا کرده؟
« قال (علیه السلام) الإبتِداءُ بِالعَطیَّةِ قَبلَ المَسئَلَةِ »
یعنی بدون درخواست اگر عطا کردی، آن وقت کریم هستی. می خواهم بگویم کجا امشب می خواهیم برویم. امام حسن می داند ما چه می خواهیم. به خودش قسم می داند من چه می خواهم.
ای کریم اهل بیت!... می دانم همه ما امشب دست پُر از این مجلس بیرون می رویم.
مواعظ امام حسن (علیه السلام) به جناده
جُنادة می گوید بر امام حسن (علیه السلام) وارد شدم. شاید مثل امروز بوده است.
به عیادت رفتم. حال آقا منقلب بود. گفتم در این موقعیّت از امام حسن استفاده کنم،
عرضه داشتم «عِظنی یَابنَ رَسولِ الله» پسر پیغمبر! من را موعظه کن
*« قال: نعم » *حضرت فرمود باشد موعظه ات می کنم.
رو کرد این را به من گفت : « یا جُنادَة إِستَعِدَّ لِسَفَرِک وَ حَصِّل زادَکَ قَبلَ حُلولِ أجَلِکَ »
ای جنادة! آماده سفر آخرت باش. مسافر قبل از آنکه راه بیفتد باید زاد و توشه را تهیه کند
« و اعلَم أَنَّکَ تَطلُبُ الدُّنیا وَ المَوتُ یَطلُبُکَ »
ای جنادة! تو دنبال دنیا هستی اما بدان مرگ به دنبال تو و از قفای تو است.
ای جنادة! بیش از آنچه که قوت تو است از مال دنیا، به دنبال او مرو
*و غم و اندوه روزی را که نیامده بر آن روزی که در آن هستی میفکن*، غصّه نخور برای دنیا.
ای جنادة! در حلال دنیا حساب است و در حرام دنیا عقاب است و در شبهات عتاب است و...
تا رسید به این جمله، فرمود: ای جنادة! بیرون برو از مذلّت معصیت خدا به سوی اطاعت خداوند.
امام حسن همینطور داشت صحبت می کرد یک مرتبه دیدم نفس حضرت قطع شد.
چهره را نگاه کردم دیدم رنگ چهره اش زرد شد.
جنادة می گوید وقتی وارد شده بودم دیدم یک طشتی جلوی حضرت است، لخته های خون است که از دهان مبارک او در این طشت می ریزد. گفتم آقا! چرا خودتان را معالجه نمی کنید؟
به من فرمود: جنادة! مرگ را به چه چیز می شود معالجه کرد؟!
می گوید در این هنگام بود یک وقت دیدم برادرش حسین (علیه السلام) وارد شد و اسوَد ابن ابی الاسود همراه او بود. امام حسین آمد بین دو دیده برادر را بوسه زد. کنار امام حسن نشست. می گوید اینها با هم صحبت می کردند و راز می گفتند. من چیزی نمی شنیدم. می گوید اسود ابن الاسود جلوتر بود یک وقت دیدم صدایش بلند شد «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون»
لینک صوت:
http://www.mojtabatehrani.ir/fa/Content/4277
سلوک عاشورایی/منزل هشتم/غیرت دینی
جلسه 21 از مبحث غیرت دینی 28 صفر 1388
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 12:54 توسط مهدی صادقی
|
بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد...