دانلود آهنگ دفاع مقدس
هفته دفاع مقدس را به همه ی هموطنانم تبریک میگویم در این پست آهنگ هایی که در رابطه با هشت سال دفاع مقدس خوانده شده اند را جمع آوری کردیم حتما دانلود کنید. منتظر نظرات شما هستیم.
دانلود آهنگ ای آسمان
نام خواننده : کویتی پور
مدت آهنگ : 5 دقیقه
متن آهنگ : ای آسمان ، ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه ای آسمان بازی نکن آفتاب و مهتاب نمیاد دل من همچی گرفته که دیگه وا نمیشه همه آدما غریبن اما نه شبیه ما و ...
دانلود آهنگ لاله عاشق
نام خواننده : محمد اصفهانی
مدت آهنگ : 4 دقیقه و 36 ثانیه
متن آهنگ :جماعت یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدنراز سنگرای عشق باید از ستاره پرسیدالتهاب تشنه ها رو کی میدونه غیر خورشیدپشته ها پر از شقایق کشته ها لاله عاشق باغ گل زخم شکفته غنچه ها داغ نهفتهصبح صحرا لاله گون بود شب دریا رنگ خون بود و ...
دانلود آهنگ یاران چه غریبانه
نام خواننده : کویتی پور
مدت آهنگ : 5 دقیقه
متن آهنگ :ياران چه غريبانه رفتند از اين خانه هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه بشكسته سبوهامان، خونست به دلهامان فرياد و فغان دارد دردي كش ميخانههر سوي نظر كردم هر كوي گذر كردم خاكستر و خون ديدم ويرانه به ويرانه افتاده سري سويي گلگون شده گيسوي يديگر نبود دستي تا موي كند شانه و ...
دانلود آهنگ عشق خدایی

نام خواننده : حبیب محبیان
مدت آهنگ : 4 دقیقه و 30 ثانیه
متن آهنگ : شب تاریک و سیاه ِ زندگیم تموم نمیشه صدای آتیش و ترکش، توی گوشم ِ همیشه بوی تند گاز خردل، می پیچه تو خاطراتم نفسم داره میگیره، آخرین ِ لحظاتم صدای تیر و گلوله، کابوس تمام ِ شبهام یاد بچه ها میفتم، ای خدا من چرا تنهام؟ گلای سرخ شقایق، زخمی و خسته و بی جون و ...
دانلود آهنگ سلام آخر
نام خواننده : احسان خواجه امیری
مدت آهنگ : 6 دقیقه
متن آهنگ :سلام ای غروب غریبانه دل سلام ای طلوع سحرگاه رفتن سلام ای غم لحظه های جدایی خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه و ...
دانلود آهنگ به یاد شهیدان
نام خواننده : فریدون اسرایی و خشایار اعتمادی
مدت آهنگ : 6 دقیقه
متن آهنگ : باز مثل هرشب كسلم قصه نشسته رو دلم ميگن بازم شهيد مياد يه عالمه خيلي زياد دسته گلاي بي زبون گمشده هاي بي نشون يزره خاكسترشون دو حلقه انگشترشون يه تیکه استخون سر يه شاجه گل يه بال پر یه دکمه پیرهنشون یه زره خاک تنشون تابوتای یه اندازه تو هرکدم یه سربازه و ...
دانلود آهنگ بازی عوض شده
نام خواننده : علیرضا عصار
مدت آهنگ : 3 دقیقه
متن آهنگ :این دوستانی که دم از جنگ می زنند از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند همسفره های خلوت آن روزها ببین کاین روزها چه ساده به هم انگ می زنند هر فصل از وحشت رسوا شدن هنوز ما را به رنگ جماعتشان رنگ می زنند یوسف به بدنامی خود اعتراف کن کاز هر طرف به پیرهنت چنگ می زنند و ...
دانلود آهنگ دیروز ، امروز ، فردا
نام خواننده : حامد زمانی
مدت آهنگ : 3 دقیقه و 20 ثانیه
متن آهنگ :به این عکسها خیره شو خیره شو به این روزهای پر از خاطره نخواه گرمیه خواب چشم کسی بذاره که بیداری یادت بره یه باری از امروز رو دوشته که واسش یه عمره زمین میخوریهمه منتظر تا ببینن کجا تو از جاده ی عشق دل میبری.. ولی ایستادن فقط کارماست و ...
دانلود آهنگ شبانگاهان
نام خواننده : عبدالحسین مختاباد
مدت آهنگ : 5 دقیقه
متن آهنگ :شبانگاهان تا حریم فلک چون زبانه کشد سوز آوازم شرر ریزد بیامان به دل ساکنان فلک ناله سازم دل شیدا، حلقه را شکند، تا برآید و راه سفر گیرد مگر یکدم گرم و شعلهفشان، تا به بام جهان بال و پر گیرد خوشا ای دل بال و پر زدنت، شعلهور شدنت در شبانگاهی به بزم غم، دیدگان تری، جان پرشرری، شعله آهی و
همه ملکه هستند
یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یك پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون كنن؟؟ یعنی مردای ایرانی اینقدر شهوت پرستن كه نمیتونن خودشون رو کنترل كنن؟؟
پسره لبخندی میزنه و میگه: ملكه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده؟ و هر مردی ملكه انگلستانو لمس كنه؟! پسره انگلیسی با عصبانیت میگه: ... نه! مگه فرد عادیه؟!!فقط افراد خاصی میتونن با ایشون در رابطه باشن!!!
پسر میگه: خانومای ما همه ملكه هستن!!!
گذر فرصت ها
امام علی علیه السلام :
فرصت ها مانند ابر بهاری می گذرند وقت زیادی نداریم.جنگ جنگ ثانیه هاست.

دانلود آهنگ سرزمین من - داود سرخوش
دانلود آهنگ سرزمین من - داود سرخوش


نام خواننده : داود سرخوش
مدت آهنگ : 5 دقیقه و 37 ثانیه
متن آهنگ : بی آشیانه گشتم ،خانه به خانه گشتم،بی تو همیشه با غم،شانه به شانه گشتم ،عشق یگانه من،از تو نشانه من،بی تو نمک ندارد،شعر و ترانه من،سرزمین من،خسته خسته از جفایی،سرزمین من،بی سرود و بی صدایی،سرزمین من،دردمند بی دوایی،سرزمین من
داستان هایی از نور
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

لطف پروردگار
حضرت امام صادق علیهم السلام حكایت می فرمایند:
روزى رسول گرامى
اسلام صلّى اللّه علیه و آله ، در جمع اصحاب خود، سر به سمت آسمان بلند نمود و
تبسّمى كرد.
یكى از افرادى كه در آن جمع حضور داشت ، از آن حضرت سؤ
ال كرد: یا رسول اللّه ! امروز شما را
دیدم كه سر خود را به سوى آسمان بلند كردى و تبسّم نمودى ؟!
حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله فرمود: بله ، درست است
چون كه متعجّب شدم از دو فرشته و ماءمور الهى كه از آسمان بر زمین وارد شدند تا
اعمال یكى از بندگان خدا را كه هر روز نماز خود را به موقع انجام مى داد در نامه
عملش بنویسند.
لیكن چون آن شخص را در محلّ عبادت خود نیافتند، هر دو
فرشته به آسمان بازگشتند و به محضر ربوبى پروردگار عرضه داشتند: پروردگارا! بنده
مؤ من تو را در محلّ عبادتش نیافتیم ؛ بلكه او در بستر بیمارى افتاده بود.
در این هنگام خداوند متعال فرمود: بنویسید، اعمال و
عبادات بنده ام را تا زمانى كه او در پناه من ، مریض و ناتوان از عبادت و دیگر
كارها است ، همانطورى كه در حال سلامتى ، او عبادت مرا انجام مى داد و شما اعمال و
حسنات او را مى نوشتید.
سپس در پایان فرمایش خود افزود: همانا بر من لازم است ،
پاداش بنده ام را در حال مریضى نیز بپردازم ؛ همچنان كه در حالِ سلامتى او چنین مى
كرده ام .
دوست داشتن حضرت امام على علیه السلام
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
در شب معراج هنگامى که مرا به آسمان مى بردند، به هر جا مى رسیدم ، دسته هایى از فرشتگان با اظهار شادى و شادمانى به دیدارم مى آمدند، تا اینکه به جایى رسیدم که جبرئیل به همراه جمعى از فرشتگان به استقبالم آمدند. آن روز جبرئیل سخنى شنیدنى گفت : اگر امت تو بر دوستى و مهر على علیه السلام اجتماع مى کردند، خداوند متعال آتش جهنم را نمى آفرید.
بوسیدن دست كارگر
وقتى رسول خدا صلى الله علیه و آله از غزوه تبوك برگشتند. سعد انصارى به استقبال آن حضرت رفت و نبى اكرم صلى الله علیه و آله با او مصافحه كرد و چون دست در دست سعد گذاشت ، فرمود، این زبرى چیست كه در دستهاى توست ؟ عرض كرد: یا رسول الله ! با بیل و كلنگ كار مى كنم و براى خانواده ام روزى فراهم مى نمایم . رسول خدا صلى الله علیه و آله دست سعد را ببوسید و فرمود: این ، دستى است كه حرارت آتش دوزخ به آن نرسد.
بركت نماز
حضرت على علیه السلام فرمودند:
با رسول خدا صلى الله علیه و آله به انتظار وقت نماز در مسجد نشسته بودیم ، در این بین ، مردى برخاست و گفت : اى رسول خدا! من گناهى كرده ام ، براى آمرزش آن چه باید بكنم ؟ پیامبر صلى الله علیه و آله روى از او برگرداند. هنگامى كه نماز تمام شد، همان مرد برخاست و سخن خود را تكرار كرد. پیامبر صلى الله علیه و آله در پاسخ فرمود: آیا هم اینك با ما نماز نگزاردى ، و براى آن به خوبى وضو نگرفتى ؟ عرض كرد: بلى ، چنین كردم . فرمود: همین نماز، كفاره و سبب آمرزش گناه تو خواهد بود.
دوستی اهل بیت(ع)
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمودند:
هر کس دوست داشته باشد که چون من زندگى کند و چون من بمیرد و در باغ بهشتى که پروردگارم پرورده ، جاى گیرد، باید بعد از من على را و دوست او را دوست بدارد و به پیشوایان بعد از من اقتدا کند که آنان عترت من هستند و از طینتم آفریده شده اند و از درک و دانش برخوردار گردیده اند، و واى بر آن گروه از امت من که برترى آنان را انکار کنند و پیوندشان را با من قطع نمایند، که خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد کرد.
عاقبت دنیا طلبی
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
در روز قیامت گروهى را براى محاسبه مى آورند که اعمال
نیک آنان مانند کوههاى تهامه بر روى هم انباشته است ! اما فرمان مى رسد که به آتش
برده شوند! صحابه گفتند: یا رسول الله ! آیا اینان
نماز مى خواندند؟ فرمود: بلى ، نماز مى خواندند و روزه مى گرفتند و قسمتى از شب را
در عبادت به سر مى بردند! اما همین که چیزى
از دنیا به آنها عرضه مى شد، پرش و جهش مى کردند تا خود را به آن برسانند.
كتاب بحار الانوار
كتاب داستان راستان
وحشت مردم اسرائیل از حمله به ایران
حمله
و تهدیدات اسرائیل برای حمله ی به ایران،بیشتر از اونکه ایران و مردم ایران
رو بترسونه،خود اسرائیل و مردم اون رو مورد هدف قرار داده و باعث وحشت
مردم این کشور حتی قبل از حمله ی اسرائیل به ایران شده!
صدها نفر از مردم اسرائیل در تل آویو به تظاهرات کردن تا مخالفت خودشونو با جنگ علیه ایران نشون بدن.
این تظاهر کنندگان که معتقدند اگه جنگ با ایران پیش بیاد تعداد زیادی از اسرائیلی ها و مردم اسرائیل لت و پار میشن و به همین خاطر قبل از حمله ی اسرائیل به ایران ،خودشون رفتن و جلوی محل سکونت ایهود باراک وزیر دفاع این کشور جمع شدن و از اون و از نتانیاهو-نخست وزیر اسرائیل- خواستن که به جای اینکه اسرائیلی ها رو به کشتن بدن از مقام خودشون استعفا بدن!
این در حالیه که توی ایران اصلا از این خبرا نیست و حتی بعضی وقتا(جدی یا شوخی) آرزو میکنیم که ای کاش اسرائیل و آمریکا زودتر حمله کنن تا حقشونو کف دستشون بذاریم.
خلاصه اینکه این جنگ قبل از اینکه شروع بشه،داره بازندگان خودشو مشخص میکنه.
اگه آمریکا میتونست کاری بکنه توی این 33 سال حتما میکرد و ایران رو زیر چکمه های سربازای مزدور خودش در هم میکوبید.
اما هیهات از ایران و ایرانی که بخواد تسلیم قلدری و زورگویی های کسانی مثل آمریکا و اسرائیل بشه!
پس پاینده باد اسلام و مسلمون!
آقای خامنه ای! بگویید دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند
.
مرحمت گفت: « آقا جان! من از ادربیل آمدم تا این جا که یک خواهشی از شما بکنم.» رییس جمهور عبایش را که از شانه راستش سر خوره بود درست کرد و گفت: « بگو پسرم. چه خواهشی؟»
-آقا! خواهش میکنم به آقایان روحانی و مداحان دستور بدهید که دیگر روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند!
-چرا پسرم؟
مرحمت به یک باره بغضش ترکید و سرش را پایی انداخت و با کلماتی بریده بریده گفت: « آقا جان ! حضرت قاسم(ع) 13 ساله بود که امام حسین(ع) به او اجازه داد برود در میدان و بجنگد، من هم 13 سالم است ولی فرمانده سپاه اردبیل اجازه نمیدهد به جبهه بروم . هر چه التماسش میکنم،میگوید 13 سالهها را نمیفرستیم. اگر رفتن 13 ساله ها به جنگ بد است، پس این همه روضه حضرت قاسم(ع) را چرا می خوانند؟ » حالا دیگر شانه های مرحمت آشکارا می لرزید. رییس جمهور دلش لرزید. دستش را دوباره روی شانه مرحمت گذاشت و گفت:« پسرم! شما مگر درس و مدرسه نداری؟ درس خواندن هم خودش یک جور جهاد است» مرحمت هیچی نگفت. فقط گریه کرد و حالا هق هق ضعیفی هم از گلویش به گوش می رسید.
آقای خامنه ای خم شد ، صورت خیس از اشک مرحمت را بوسید و گفت : « ما را دعا کن پسرم. درس و مدرسه را هم فراموش نکن. سلام مرا به پدر و مادر و دوستانت در جبهه برسان» و...
کمتر از سه روز بعد ، فرمانده سپاه اردبیل ، مرحمت را خوشحال و خندان دید که با حکمی پیشش آمد. حکم لازم الاجرا بود. می توانست باز هم مرحمت را سر بدواند ولی مطمئن بود که می رود و این بار از خود امام خمینی حکم می آورد. گفت اسمش را نوشتند و مرحمت بالا زاده رفت در لیست بسیجیان لشکر 31 عاشورا.
مرحمت به تاریخ هفدهم خرداد 1349 در یک کیلومتری تازه کند «انگوت» در روستای «چای گرمی»، متولد شد. امام که به ایران برگشت ، مرحمت کلاس دوم دبستان بود. 13 ساله که شد ، دیگر طاقت نیاورد و رفت ثبت نام کرد برای اعزام به جبهه. با هزار اصرار و پادرمیانی کردن این آشنا و آن هم ولایتی ، توانست تا خود اردبیل برود ، اما آن جا فرمانده سپاه جلوی اعزامش را گرفت. مرحمت هر چه گریه و زاری کرد فایده ای نداشت. به فرمانده سپاه از طرف آشناهای مرحمت هم سفارش شده بود که یک جوری برش گردانید سر درس و مشقش. فرمانده سپاه آخرش گفت : «ببین بچه جان! برای من مسئولیت دارد. من اجازه ندارم 13 ساله ها را بفرستم جبهه. دست من نیست.» مرحمت گفت : «پس دست کی است؟» فرمانده گفت: «اگر از بالا اجازه بدهند من حرفی ندارم» همه این ها ترفندی بود که مرحمت دنبال ماجرا را نگیرد. یک بچه 13 ساله روستایی که فارسی هم درست نمی توانست صحبت کند ، دستش به کجا می رسید؟ مجبور بود بی خیال شود. اما فقط سه روز بعد مرحمت با دستوری از بالا برگشت .
مرحمت بالازاده تنها یک سال بعد ، در عملیات بدر ، به تاریخ 21 اسفند 1363 با فاصله بسیار کمی از شهادت مرادش ، مهدی باکری ، بال در بال ملائک گشود و میهمان سفره ی حضرت قاسم (علیه السلام) گردید.



داستان فیلم توهین به حضرت محمد(ص)
داستان فیلم توهین به حضرت محمد (ص)
بخشهای کوتاهی از این فیلم دو ساعته توسط یک مصری مقیم خارج از کشور با ترجمهٔ عربی در اینترنت به مناسبت سالگرد حملات یازده سپتامبر منتشر شد. در این فیلم محمد، پیامبر اسلام، به طرزی طنز گونه ترسیم شده است که گناهان بسیاری مرتکب میشود. بر اساس گزارش دیلی تلگراف در معصومیت مسلمانان، محمد نماد شخصی است که بچهخواهی و همجنسگرایی را مجاز میشمرد و صحنههایی از هم خوابگی او نشان داده میشود.
فیلم ابتدا با صحنه هایی از حمله مسلمانان سلفی به محله های مسیحی نشین مصر شروع می شود.
محمد به نزد خدیجه می رود و با نگاه به درون … خدیجه دخترش را میبیند.
سپس محمد با الاغی روبه رو می شود که که او را اولین حیوان مسلمان می نامد که نامش جبار است!
محمد به یارانش دستور کشتن مردان قبایل غیر مسلمان و غنیمت گرفت زنانشان را می دهد.
سپس با آوردن آیاتی زنان مختلف را برای خودش حلال میکند.
سپس با یک یهودی مجادله کرده و او را به خاطر عدم پذیرش اسلام به خارج از عربستان تبعید می کند.
سپس ماجرای عایشه خردسال و ازدواجش با محمد را به تصویر میکشد .
سپس به سراغ ماجرای ازدواج محمد با زینب زن پسر خوانده اشاره می کند.
سپس در این فیلم پیرزنی شاعر را به نمایش می گذارد که به خاطر مخالفتش با اسلام به دستور پیامبر اسلام کشته می شود.
سپس فیلم صحنه ی خطاب معروف پیامبر اسلام در سوره توبه را به تصویر کشیده که محمد می گوید یا مسلمان شوید یا کشته شوید!
در ادامه پیامبر به یارانش از غنایم جنگی میگوید و یارانش را به دستیابی آنها امیدوار میسازد.
در صحنه بعدی ماجرای کشتن قوم یهود را نشان می دهد که در آن حضرت محمد با کشتن یک مرد یهودی زنش به نام ریحانه را به غنیمت میگیرد.
در صحنه آخر هم محمد وقتی که با کنیزش در خانه خلوت کرده، زنانش حبصه و عایشه سر می رسند …
لعنت خدا بر تمامی کافران و مرگ خدا بر اسرائیل و آمریکای جنایت کار

راهنمای کامل و جامع مراحل بازی لیمبو _ limbo pc

این بازی به قول دوستان فوق العاده از مایکروسافت دارای ۳۹ مرحله است بازی به نظر خودم جالبه و جدید هستش.
مرحله ی اول
با شروع بازی و بیدار شدن کاراکتر مسیر را به سمت راست ادامه دهید تا به
لبه پرتگاه برسید. به آرامی جلو بروید تا بر روی سرازیری سر بخورید. در
انتها از روی چاله به سمت دیگر بپرید.
مرحله ی دوم
کمی جلوتر به یک درشکه می رسید که روی آن دستگیره ای تعبیه شده است.
با دکمه Ctrl دستگیره را گرفته و درشکه را به عقب بکشید و از آن بالا
بروید. حالا با یک پرش طناب را گرفته و مسیر را به سمت پایین ادامه دهید تا
به تکه چوبی که به طناب متصل هست برسید. حالا به سمت چپ و سپس به سمت راست
بپرید. مسیر را از داخل تونل به سمت قایق ادامه دهید و سوار بر قایق به آن
سوی برکه برسید.
مرحله ی سوم
حالا از قایق پیاده شده، دستگیره قایق را بگیرید و آن را تا کنار بلندی
بکشید.بر روی دهنه قایق رفته و از آنجا خود را بالا بکشید. حالا از شاخه
چسبیده به دیوار بالا بروید و با یک پرش از طناب سمت چپی بگیرید و بالا
بروید. همینطور به سمت راست حرکت کنید تا به تله های روی زمین برسید.تله را
بگیرید و به سمت چپ بکشید. حالا که تله ها جدا شدند می توانید تک تک از
روی آن ها بپرید و راه خود را ادامه دهید. بر سر راه به یک طناب می رسید که
چیزی از آن آویزان است. در سمت راست تصویر تله ای وجود دارد. آن را بگیرید
و به زیر طناب بکشید. حالا بالا رفته و طناب را بگیرید. خواهید دید که وزن
طناب زیاد شده و موجود آویزان شده از طناب به وسیله تله گرفتار می شود.
حالا وزن طناب کمتر شده و می توانید با تاب خوردن خود را به لبه سمت راست
برسانید.
مرحله ی چهارم
حالا از تپه پایین بروید تا به یک تکه تنه درخت برسید. بر روی آن بپرید و
سریعا به چپ برگشته و دوباره روی تپه بپرید تا گلوله سنگی شما را له نکند.
حالا از روی گلوله بگذرید.همینطور به سمت راست پیش بروید تابه یک مرداب
کوچک برسید. در کنار مرداب شما یک جعبه کوچک خواهید دید. جعبه را گرفته و
تا زیر طنابی که از درخت آویزان است به سمت چپ بکشید. حالا از طناب بالا
بروید و به وسیله شاخه ها خود را به بالاترین نقطه ممکن برسانید.حالا به
سمت راست برگردید و تنه نیمه شکسته درخت را هل دهید تا پایین بفتند. حالا
از شاخه ها دوباره پایین بروید و به سمت مرداب حرکت کنید. می بینید که تنه
شکسته کنار مرداب افتاده است. آنرا هل داده، سوار بر تنه خود را به آن سوی
مرداب برسانید. در سر راه تله ای را بر روی درخت خواهید دید. راه را ادامه
دهید تا وارد مرحله ی بعدی شویم.
مرحله ی پنجم
در اینجا شما به یک عنکبوت غول پیکر می رسید که سد راه شما است. اگر به
نزدیکی پاهای عنکبوت بروید می بینید که پاهایش شما را ردیابی می کند و وقتی
از موقعیت مطمئن شد پایش را بالا می برد و بر سرتان فرود می آورد. حالا به
آرامی نزدیک شوید. همین که پای عنکبوت به قصد ضربه بالا رفت شما سریعا به
سمت چپ برگردید تا پایش را به زمین خالی بکوبد. چندین بار این حرکت را
تکرار کنید تا صدای افتادن تله از روی درخت به گوشتان برسد. حالا به سمت چپ
برگردید و تله را به سمت عنکبوت هل دهید.دوباره همان کار های بالا را با
عنکبوت انجام دهید اما اینبار به جای زمین خالی، تله را تحویل او دهید تا
پایش کنده شود. این کار را برای دو پای باقی مانده نیز انجام دهید.
توجه: بعد از کنده شدن پای دوم مراقب ضربه ناگهانی پای سوم باشید و به عقب برگردید.
بعد از انجام این کار ها، عنکبوت راه را باز کرده و از درخت بالا می رود.
حالا مسیر را ادامه دهید تا به تارهای عنکبوت برسید و در آن ها گیر کنید.
حالا عنکبوت از شما انتقام می گیرد و شما را همانند طعمه در داخل یک پیله
آویزان می کند.با تکان دادن مکرر خود را از بند رها کنید و به سمت راست
بروید. از روی گودال کوچک بپرید و وارد مرجله ی بعدی شوید.
مرحله ی ششم
به آرامی از روی تپه سر بخورید. به انتهای سرازیری نرسیده سریعا با یک پرش خود را از سقوط نجات دهید.
حالا
گلوله سنگی را هل دهید تا به لبه سرازیری برسد و خودش به سمت پایین سرازیر
شود. حالا سریعا به عقب برگردید تا تنه درختی که سقوط میکند از شما یک LED
نسازد!
مرحله ی هفتم
حالا از مسیر ساخته شده عبور کنید تا به یک گلوله سنگی بزرگ برسید. بر روی
آن بپرید و آرام آرام آن را به جلو برانید. در میانه های راه عنکبوت خود را
از پشت سر می رساند، عجله نکنید او شما را نخواهد گرفت (فعلا!) منتظر شوید
تا به لبه برسید و مطمئن باشید که با یک پرش به ان می رسید.حالا بر روی
لبه دیوار بپرید. حالا از تپه به پایین سقوط می کنید و پیله شما پاره می
شود. به جلو حرکت کنید تا با ریختن روی زمین به سطح زیرین آن برسید. در
اینجا یک طناب خواهید دید. دقت کنید که بالای طناب یک تله منتظر سر شماست.
به سمت طناب بپرید تا آنرا بگیرید اما سریعا با یک جهش دوباره از طناب جدا
شوید تا تله از جایش کنده شده و به زمین بیافتد. حالا دوباره برگردید و با
کمک طناب به لبه سمت راست برسید. حالا مسیر را ادامه دهید و وارد مرحله ی
بعدی شوید.
مرحله ی هشتم
در اینجا شما به تنه های بریده شده بزرگ چند درخت می رسید. از روی آن ها
بپرید تا به یک تنه نیمه شکسته برسید.بر روی شاخه نگه دارنده آن بپرید و
قبل از اینکه تنه بر رویتان بیفتد به سمت چپ برگردید. با پرش بر روی تنه
بعدی، آن به سمت راست مایل خواهد شد. به محض نزدیک شدن به تنه دیگر ، سریعا
بر روی آن بپرید. حالا در پایین پایه ای کوچک را می بینید. با پرش بر روی
آن، گلوله ای متصل به طناب به سمتتان خواهد آمد.کارخاصی لازم نیست انجام
دهید. فقط همین که به شما نزدیک شد بازدن دکمه پرش از روی آن بپرید. حالا
مسیر را ادامه دهید تا به پاهای مصنوعی عنکبوت برسید. با بالا رفتن پای
عنکبوت از زیر آن رد شوید.
مرحله ی نهم
به جلو بروید و از روی آب بپرید. در اینجا یک لاستیک آتش گرفته به سمتتان
خواهد آمد، سریعا به عقب برگردید و دوباره از روی دره آب بپرید تا لاستیک
به داخل آب بیفتند. حالا دوباره به سمت راست دامه دهید. اکنون یک تکه گلوله
کوچک آتش به سمتتان می آید از روی آن بپرید تا به انتهای مسیر و نردبان
برسید.از هر دو نردبان بالا بروید تا به یک نگون بخت به دار آویخته شده
برسید. در اینجا این مرحله نیز به پایان می رسد.
مرحله ی دهم
اینجا خیلی آرام آرام به جلو بروید. دو تله از بالای تکه چوب آویزان است.
همانطور که آرام به جلو می روید تله سمت راست رها شده و به سمتتان می آید.
در این لحظه دیگر جلو نروید و سر جایتان بایستید چون تله به شما نخواهد
خورد. به محض اینکه تله از بالای سرتان گذشت به سمت راست شروع به دویدن
کنید تا تله سمت چپ به شما برخورد نکند.
مرحله ی یازدهم
حالا از طناب آویزان شده تله سمت چپی بالا بروید و مسیر را به سمت راست
ادامه دهید. حالا به یک تکه تنه درخت خواهید رسید. در این زمان عنکبوت
کذایی از پشت به سمتتان خواهد آمد. تنه چوب را هل دهید و به داخل آب
بیاندازید و خود نیز بر روی آن سوار شوید.سریعا بر روی تکه سنگ داخل آب
بپرید و مسیر را ادامه دهید. به یک تنه الاکلنگ مانند می رسید. بر روی لبه
سمت راستی آن بایستید و منتظر باشید تا عنکبوت پای خود را روی لبه سمت چپ
بگذارد. حالا به راحتی بر روی دیوارسمت راست بپرید و مسیر را ادامه دهید.
تنه شکسته را هل دهید تا بیفتد و از روی آن به سمت راست دره کوچک بپرید و
بالا بروید. خواهید دید که عنکبوت به داخل دره سقوط می کند. به سمت گلوله
سنگی بروید و پایه نگه دارنده آن را بشکنید و سریعا به سمت چپ حرکت کنید تا
له نشوید. در اینجا عنکبوت از دره بالا می آید اما نترسید.
بر
روی لبه کوچک بپرید و منتظر باشید تا گلوله سنگی از روی سرتان عبور کرده و
عنکبوت را با خود به ته دره ببرد. حالا به سمت راست بروید تا به چند نفر
که در آن سمت دره ایستاده اند برسید. از پشت عنکبوت خودرا به شما می رساند
اما نترسید. او فقط یک پا دارد! به آرامی به او نزدیک شوید و به ضربه پایش
جا خالی دهید تا پایش غلنج شود! 
حالا پایش را گرفته و بکشید تا کنده شود. به سمت چپ بدن عنکبوت بروید و آن
را به سمت تیغ های داخل دره هل دهید و از طریق آن به سمت راست دره بپرید.
مسیر را ادامه دهید تا به دو جعبه زندان مانند آویزان برسید.
مرحله ی دوازدهم
به سمت راست حرکت کنید تا به نردبان برسید. از آن بالا بروید و بر روی
اولین جعبه بپرید. سپس بر روی دومین جعبه بپرید و با یک پرش دیگر روی جعبه
دوم آن را از طناب جدا کنید تا به زمین بیافتد.حالا جعبه را به سمت راست
ببرید و از لبه دیوار بالا روید و مسیر را تا کنار آب طی کنید.
مرحله ی سیزدهم
بر روی جسد داخل آب بپرید. حالا یک فرد دیگر به صورت زامبی ها به سمت آب می
آید و در آب غرق می شود. حالا بر روی او بپرید تا به سمت دیگر مرداب
برسید. جسد کنار مرداب را کشان کشان با خود ببرید تا به تله برسید.جسد را
به داخل گودال بی اندازید تا تله از کار بیافتد. حالا راه را به جلو ادامه
دهید تا به تله های پرس مانند برسید.
مرحله ی چهاردهم
رای رد کردن اولین پرس، بر روی تکه دکمه مانند بپرید. راه رفتن بر روی
کناره های دکمه که سطح کوتاه تری دارند باعث عمل کردن تله خواهد شد.تله دوم
برعکس تله اول عمل خواهد کرد. این بار نباید بر روی دکمه وسطی پا بگذارید.
حالا از روی دره کوچک به سمت دیگر بپرید تا با سه تن از مردمان ناشناس
روبرو شوید. سریعا قبل از اینکه شمارا هدف قرار دهند به سمت چپ و به سمت
تله ها بدوید. از آن جایی که نوع فعال شدن تله های را میدانید از روی آن ها
رد شوید تا دشمنان در تله گرفتار شوند و سپس مسیر را به سمت راست دنبال
کنید تا به نردبان برسید و وارد مرحله ی بعدی شوید.
مرحله ی پانزدهم
حالا به سمت راست ادامه دهید تا به طناب ها و چرخ دنده ها برسید. ابتدا از
نرده بان پایین بروید. در سمت چپ تصویر و در تاریکی دستگیره یک درشکه را
خواهید دید. آن را تا جایی که می شود به سمت راست هل دهید. حالا از پله ها
بالا رفته و دوباره همان طناب بالای چرخ دنده ها را تا جای ممکن پایین
بکشید. ابن طناب و یک طناب دیگر وظیفه بلند کردن دو وزنه که سد راه شما
هستند را بر عهده دارند. حالا اینجا باید خیلی سریع عمل کنید.سریعا باید
پایین بیایید (لازم نیست از نرده بان استفاده کنیداز بالا سقوط آزاد کنید) و
از روی درشکه با یک پرش طنابی که از لای چرخ دنده ها پایین آمده بود را
بگیرید و آویزان شوید. حالا روبروی شما یک طناب دیگر برای بلند کردن وزنه
دوم وجود دارد. کمی تاب بخورید و به روی طناب دوم بپرید تا وزنه دوم هم
بالا برود. حالا وقتی سطح هر دو وزنه یکی شد به سمت راست بپرید و از زیر آن
ها عبور کنید.
مرحله ی شانزدهم
همینطور مسیر را ادامه دهید تا یک انگل از بالا بر روی سرتان بپرد. حالا
انگل شما را کنترل می کند و به هر طرف که او بخواهد می توانید بروید. تنها
در صورتی مسیر راه رفتن کاراکتر تغییر خواهد کرد شما به روزنه های نور
برسید و نور مستقیما بر روی شما بتابد. در این صورت مسیر به سمت عکس تغییر
خواهد کرد. حالا انگل شما را به سمت چپ هدایت می کند. به اولین شعاع نور که
برسید مسیر به سمت راست تغییر می کند.حالا از تپه پایین بروید، مواظب
باشید که داخل گودال سقوط نکنید و از روی آن بپرید. حالا بالای سرتان
تعدادی موجود آویران و گرسنه را می بینید و یک جعبه که روبروی شماست. مسیر
را همینگونه ادامه دهید تا به نور برسید. با رسیدن به نور حالا به سمت چپ
حرکت می کنید. بر سر راه جعبه را تا زیر آن موجودات هل دهید.حالا سریع به
بالای جعبه بروید و بپرید تاموجودات بالایی انگل را از روی سر شما بردارند.
حالا آزادید و مسیر را به سمت راست بروید تا وارد مرحله ی بعدی شویم.
مرحله ی هفدهم
حالا اینقدر بروید تا به یک موجود سگ مانند برسید که زیر
چیزهای سفید رنگ ایستاده و سعی در گرفتن آن ها را دارد. وقتی به سمتش بروید
ترسیده و به داخل لانه کوچکش فرار می کند. به بالای طعمه آویزان شده بروید
و روی آن بپرید. مقداری از طعمه کنده شده وبه پایین میریزد در این لحظه
موجود از لانه خود برای برداشتن طعمه بیرون می آید.حالا سریع به جلوی لانه
اش بپرید تا راه برگشت نداشته باشد. او را به سمت چپ دنبال کنید تا داخل
چرخونگ بزرگ بیافتند. حالا چرخ بزرگ شروع به چرخیدن می کند. اهرم بالای آن
را بکشید تا ایجاد الکتریسیته شود و باران شروع به باریدن کند.
مرحله ی هجدهم
از نرده بان بالا بروید و دریچه راباز کنید. جعبه را زیر دریچه باز شده
قرار دهید تا آب بتواند جعبه را بالا بیاورد. حالا دستگیره سمت چپ تصویر را
بکشید و سریع از نرده بان بالا بروید و منتظر شوید آب جعبه را بالا
بیاورد. بر روی جعبه بپرید و بالا بروید. حالا به سمت نرده بان بالایی
بپرید. سریع به سمت راست بروید وجعبه را بیرون بکشید. و بررویش بروید. این
جعبه سوراخ است و دوام وزن شما را نخواهد داشت. سعی کنید با دقت بپرید و
لبه دیوار را بگیرید وبالا بروید.میسر را جلو بروید از سرازیری پایین بروید
و قبل از اینکه داخل آب بیفتید بر روی پلتفرم سمت راست بپرید. در پایین یک
بادکنک متصل به زنجیر وجود دارد که آب آن را بالا خواهد آورد. دستگیره را
بکشید و دریچه روی بادکنک را باز کنید. منتظر باشید تا بادکنک از زنجیر جدا
شود و با سرعت بالا بیاید. همین که بادکنک بالا رفت سریعا دریچه را ببندید
تا بادکنک داخل آب نیفتد. بادکنک را تا زیر جعبه بالایی هل دهید. (کمی به
پایان راه مانده سرازیری است. به محض رسیدن بادکنک به سرازیری آن را رها
کنید تا ادامه مسیر را خودش برود). سریعا به سمت نردبان برگردید و بالا
بروید و بر روی جعبه بالای بادکنک باستید تا بادکنک آن را بالا بیاورد. راه
را به سمت راست ادامه دهید.
نرده بان را رد کنید و به سمت دستگیره بروید. اهرم را بکشید تا آب به سمت
چپ حوض نیز نفود کند. وقتی سطح دو حوض برابر شد دوباره اهرم را بکشید تا
مسیر دو حوض بسته شود.حالا از نرده بان بالا بروید و از روی جعبه بپرید تا
به اهرم دوم رسید. اهرم دوم را بکشید تا کانتینر پایین بیاید. حالا به سمت
راست بپرید (این پرش کمی مشکل خواهد بود) و مسیر را دنبال کنید تا وارد
مرحله ی بعدی شویم.
مرحله ی نوزدهم
اینجا یک انگل را خواهید دید که از بالای یک جعبه آویزان است و به سمت چپ و
راست تاب می خورد. وقتی به سمت راست رفت سریع جعبه را بگیرید و به سمت چپ
بکشید. حالا به زیر انگل بروید تا بر روی سرتان بیافتد. انگل شمارا به طرف
چپ هدایت خواهد کرد. به روی جعبه بروید و بالا بپرید. با رفتن به زیر نور
آفتاب مسیر به سمت راست تغییر خواهد کرد. بر روی نردبان اولی بپرید. نترسید
بر روی نردبان انگل قادر به کنترل شما نیست. حالا منتظر شوید تا آشغال ها
از بالا بریزد و بعد بر روی نرده بان بعدی بپرید.حالا از نرده بان پایین
بیاید و از روی لوله ها بپرید. مواظب باشید یکی از لوله ها زیر پایتان
خواهد شکست و آب به بیرون خواهد ریخت. همین گونه به پریدن ادامه دهید تا به
زیر نور برسید. همینکه مسیر عوض شد سریع به سمت چپ و اولین نوری که دیدید
برگردید تا دوباره مسیر شما به سمت راست تغییر کند. وقتی به سمت راست
برگشتید برروی نرده بان دوم منتظر باشید تا تکه لوله به وسیله آب بالا
بیاید. حالا بر روی آن بپرید و به سمت راست بروید تا جانوران آویزان شده
انگل را بخورند. حالا از نرده بان بالا بروید و به سمت راست بروید. در این
دره با دقت بپرید تا به سمت دیگر برسید.
مرحله ی بیستم
از روی سقف ساختمان به پایین سر بخورید. مواظب باشید تا در پایان بپرید
وگرنه سقوط می کنید. حالا در ادامه از یک ناودان متصل شده به دیوار بالا
بروید تا به مرحله ی بعدی برسیم.
مرحله ی بیست و یکم
وقتی به حروف نئونی HOTEL رسیدید باید با زمان بندی دقیق بر روی حرف H بپرید. چون وقتی روشن شود شما مرده اید..
باید طوری زمان بندی کنید برخورد شما با این حرف مصادف باشد با خاموش شدن
برق هایش. سریع بر روی حرف O بپرید که متعاقبا برق حرف T را از کار خواهد
انداخت.. از سمت چپ پایین بیایید و از سیم بگیرید و به سمت راست
بپرید و کلا منبع برق حروف را قطع کنید. حالا از ناودان سمت چپ روی دیوار
بالا بروید.
مرحله ی بیست و دوم
حالا به جلو بروید. از روی سقف رد شده و بر روی گنبد شیشیه ای بپرید. راه
را ادامه دهید. دقت کنید که آخرین شیشیه از گنبد ترک بر می دارد. حالا در
سمت راست نرده بانی را خواهید دید که بر روی یک گاری چرخ دار ایستاده است.
کار را تا لبه سرازیری بکشید و وقتی گاری شروع به حرکت کرد سریع خود را به
بالای نرده بان برسانید و در انتها از بالای نرده بان خود را به روی شیشه
بیاندازید تا شیشه بشکند. وقتی دارید از سرازیری به پایین سرخ می خوردی به
تعدادی چراع مهتابی آویزان خواهید رسید. سریع بر روی آن ها بپرید و با
گرفتن شیلنگ آب آویزان شده به پایین برسید تا بخش بعدی را شروع کنیم.ابتدا
به سمت چپ بروید و پایه های سست شده را بریزید. مراقب باشید بر روی سرتان
نریزند. حالا به سمت راست بروید تا دوباره گرفتار انگل کذایی شوید.حالا
آنقدر به سمت چپ بیایید تا مسیر به سمت راست تغییر پیدا کند.
مرحله ی بیست و سوم
همینطور به سمت راست بروید. از آسانسور رد شوید، تیرآهن های آویزان را رد
کنید تا به یک دکمه روی زمین برسید. اینجا آنالوگ را بر خلاف حرکت بگیرید
تا سرعتتان کند شود. با رفتن بر روی دکمه جعبه ای از بالا آزاد خواهدشد.
همچنین با اینکار اره نیز به سمت شما به حرکت در می آید. باید طوری زمان
بندی کنید که وقتی اره به جعبه نزدیک می شود شما از با استفاده از جعبه از
روی اره به سمت دیگر بپرید.بعد از رد شدن از اره به سمت موجودات آویزان
بروید تا از شر انگل خلاص شوید. حالا باید تمام راه را به سمت آسانسور
برگردید. صبر کنید تا اره به دیواره نزدیک شود سپس از روی آن بپرید. بر روی
تیرآهن اول اینقدر چپ و راست بروید تا مثل الاکلنگ شروع به تاب خوردن
بکند. سپس بر روی تیر آهن بعدی بپرید. در اینجا از دستگیره تیر آهن سوم
بگیرید و به عقب بکشید وقتی تا جای ممکن کشیدید سریع بر روی آن سوار شده و
هنگامی که به پلتفرم سمت چپ نزدیک شد با یک پرش بلند خود را به سمت چپ
برسانید. از آسانسور رد شوید.
مرحله ی بیست و چهارم
در سمت چپ یک جعبه وجود دارد. آن را تا روی پل و آسانسور بکشید. حالا کلید
آسانسور را زده وخود نیز سریع بر رویش سوار شوید تا به بالا بروید.جعبه را
هل دهید تا زمین بیفتند.حالا با آسانسور به بالا برگردید. جعبه را به سمت
الاکلنگ هل دهید. آنرا طوری قرار دهید که سمت چپ الاکلنگ پایین باشد. حالا
آسانسور را بزنید پایین برود اما سریع دستگیره آنرا بگیرید و به سمت
الاکلنگ بکشید و بر روی آن قرار دهید. حالا جعبه را به سمت راست هدایت
کنید. جلوتر یک اهرم را خواهید دید. آنرا بکشید تا طناب پایین بیاید. جعبه
را زیر طناب قرار دهید. اهرم را دوباره بکشید و سریع از روی جعبه پریده و
طناب را بگیرید. با طناب بالا بروید و بر روی گوشه راست بپرید.
مرحله ی بیست و پنجم
در جلو دو دکمه و دو جعبه که به وسیله گیره در بالا هستند را مشاهده می
کنید. اول دکمه اول را فشار دهید. کمی مکث کنید و بعد دکمه دوم را بزنید.
سریع برگردید و جعبه اول را گرفته و زیر جعبه دوم قرار دهید تا جعبه دوم
درست روی آن بیافتد. حالا بدون تکان دادن جعبه ها بر روی آن ها بروید و از
روی اره پریده و لبه دیوار را بگیرید.
مرحله ی بیست و ششم
این بخش خیلی کوتاه است. بر سر راه حشره بزرگی را خواهید دید. نترسید او از
شما فرار می کنید. وقتی به حشره نزدیک شوید او فرار کرده و بر روی دیوار
می نشیند.از او دور شوید تا دوباره پایین بیاید. حالا آنالوگ را خیلی آرام
فشار دهید تا پسرک آرام آرام به سمت حشره برود. وقتی به مقدار کافی به او
نزدیک شدید سریع به سمتش بدوید و وقتی که حشره شروع به پرواز کرد با یک پرش
از پایش بگیرید. حشره شما را به بالا خوهد برد.به سمت راست بروید و وارد
مرحله ی بعدی شوید.
مرحله ی بیست و هفتم
در اینجا ابتدا با دکمه ای برخورد می کنید که وقتی روی آن می روید دری در
روبروباز می شود. فعلا با این دکمه کاری نداریم. مسیر را ادامه داده و از
نرده بان بالا بروید. حالا از نرده بان دوم هم بالا بروید. به سمت چپ ادامه
دهید. به دو عدد سکوی آویزان می رسید که در هر دو طرف دستگیره دارند. از
روی اولی بپرید وبا استفاده دستگیره، آن را تا جایی که می شود به سمت چپ
بکشید. حالا از روی دومی هم بپرید. سکوی دوم را طوری قرار دهید که بتوانید
سریع بدون تکان دادن آن از رویش به سمت راست بپرید.( اگر آن را تکان نداده
باشید بگذارید به حال خود باقی بماند.)حالا در بخش چپ تصویر دکمه ای سفید
را خواهید دید. بازدن این دکمه یک عدد شی دایره شبیه به لاستیک ماشین آزاد
شده و به سمت راست حرکت میکند. به محض اینکه دکمه را زدید. به سمت سکو
برگشته، از روی آن بپرید و قبل از اینکه لاستیک به پایین بیفتد سکو را تا
جلوی آن هل دهید تا لاستیک بر روی سکو بیفتند. حالا سکو را به سمت سکوی اول
بکشید تا لاستیک بر روی اولی انتقال پیدا کند. حالا سریع دستگیره سکوی اول
را بگیرید و به سمت راست هل دهید تا لاستیک به پلتفرم رسیده و از آنجا به
پایین بفتد. حالا مسیر آمده را به سمت دکمه ای که در را باز می گردد
برگردید. خواهید دید که لاستیک کنار دکمه افتاده است. اگر دقت کنید این
منطقه حالت نیم دایره دارد و اگر لاستیک را از یک طرف آن رها کنید، لاستیک
چندین مرتبه رفت و بازگشت انجام خواهد داد ودر هر مرتبه که به سمت راست بر
میگردد دکمه را فشار میدهد. از این فرصت باید استفاده کنید و از جعبه ای که
پشت در قرار دارد را آزاد کنید.حالا جعبه را به سمت راست ببرید تا با کمکش
بر روی پلتفرم اهرم دار بروید. حالا برگردید و اهرم را بکشید. چرخ دنده
های بزرگ شروع به حرکت می کنند. حالا جعبه را بر روی یکی از دندانه های چره
دنده قرار دهید تا، با گردش چرخ دنده از آن سو به پایین بیفتد.حالا خود
نیز با آن بالا بروید. در بالای چرخ دنده به یک لبه می رسید که جعبه دیگری
در آنجا قرار دارد. بر روی لبه بپرید و جعبه دوم را نیز به سمت دنده ها هل
دهید تا آن هم به پایین بیفتد. (اگر نتوانستید از اینجا بپرید مشکلی نیست
از نرده بان سمت راست می توانید بالا برگردید.) حالا هر دو جعبه را تا
انتهای مسیر به سمت راست هل دهید. در اینجا دکمه ای قرار دارد که با رفتن
روی آن پلتفرم سمت راست شروع به بالا رفتن میکند. یکی از جعبه ها را بر روی
پلتفرم بالا رونده قرار دهید. دیگری را بر روی کلید. حالا سریع بر روی
پلتفرم پریده و آن دیوار بالا بروید.در اینجا یک پنل را خواهید دید. از آن
رد شوید تا به زنجیر برسید. دقت کنید که جلوی شما میدان برق وجود دارد و
نمی توانید از روی آن رد شوید. وظیفه پنلی که دیدید آن است که با زدن کلیدش
زنجیر به سمت راست حرکت میکند. با زدن کلید و دویدن به سمت زنجیر نمی
توانید به موقع به زنجیر برسید. برای حل این مشکل ابتدا از زنجیر بالا رفته
و شروع به تاب خوردن کنید. تا جایی که جا دارد تاب بخورید. حالا به سمت
پنل بپرید. آنرا سریع روشن کنید و به سمت زنجیر بدوید. حالا زنجیر در حال
تاب خوردن است و با کمی دقت می توانید با یک پرش بلند آنرا بگیرید. حالا به
سمت دیگر میدان برقی بپرید و پایین بیفتید تا وارد مرحله ی بعدی شویم.
مرحله ی بیست و هشتم
از این به بخش به بعد مراحل سختی در پیش رو داریم پس با اعصاب بسیار آرام و
ریلکس به مراحل ادامه دهید چون کوچکترین بی دقتی شما را به چک پوینت قبلی
بر می گرداند!
حالا چرخ دنده کوچک را به سمت جلو هل دهید تا به بزرگتر اتصال پیدا کند. با
اتصال این دو کل منطقه شروع به چرخش خواهد کرد. به سمت دیوار سمت چپ بدوید
تا وقتی محیط چرخید و دریچه پایینی باز شد له نشوید.حالا از در باز شده
وارد شوید. خود را به چرخ دنده بعدی بچسبانید و بالا بروید.حالا به سمت چپ
برگردید تا به میدان مغناطیسی برسید. اول پنلی را خواهید دید که درب آن سمت
را باز می کند. در پایین مسیری شیب دار با یک جعبه را خواهید دید که به
مسیر شب دار چسبیده است. پنل دیگری وجود دارد که رویش علامت یک آهن ربا
قرار دارد. با زدن این دکمه میدان مغناطیسی روی مسیر شب دار از کار می افتد
و می توانید جعبه را حرکت دهید. جعبه را به بالا هدایت کنید و سریع آن را
رها کرده و به سمت پنل آهن ربا برگردید. وقتی جعبه به نزدیکی های نرده بان
کوچک رسید کلید را فعال کنید تا جعبه دوباره به مسیر بچسبد. حالا با کمک
پنل قبلی در را باز کرده و از روی جعبه پریده و از در عبور کنید.مسیر را به
جلو بروید تا به یک اهرم برسید. کمی جلوتر اره ای در حال چرخش است. زیر آن
جعبه ای قرار دارد. جعبه را به زیر زنجیر آویزان بکشید. با کشیدن اهرم
محیط دوباره شروع به چرخش خواهد کرد. با کمک جعبه سریع از زنجیر بگیرید.
منتظر شوید تا محیط ۹۰ درجه گردش کند. حالا جعبه از زیر اره رد شده ودوباره
به زیر پای شما خواهد آمد. سریع روی جعبه بپرید.حالا قبل از اینکه با جعبه
داخل اره بروید سریع بپرید و از زنجیره بالا اره بعدی بگیرید. حالا صبر
کنید تا محیط ازچرخش بایستد. سپس به سمت چپ بپرید و آرام به پایین لیز
بخورید.
مرحله ی بیست و نهم
در ابتدای کار کمی باید سریع باشید. بر سر راهتان یک اهرم وجود دارد که با
کشیدن آن محیط دوباره شروع به چرخیدن خواهد کرد. اگر دقت می کردید قبل از
این اهرم و داخل یک گودال، گلوله ای وجود داشت. بر بالای اهرم نیز یک جعبه
موجود است. با چرخیدن محیط ابتدا جعبه به سمت پایین خواهد افتاد، سریع با
تمام قوا جعبه را به سمت جلو هل دهید تا به یک گودال بزرگتر برسید. اینجا
باید بسیار بسیار سریع عمل کنید و قبل از اینکه گلوله سنگی به سمتتان بیاید
از جعبه بالا بروید و به سمت لبه سمت راستی بپرید. دقت کنید که بالای لبه
سمت راست یک دریچه نیز موجود است که اگر دیر کنید از بالا بر روی سرتان
نزول خواهد شد.
همینطور به جلو بروید تا به مورد عجیبی برخورد کنید. اما قبل از اینکه
بفهمید داستان از چه قرار است انگلی بر روی سرتان فرود خواهد آمد و مسیر به
سمت چپ تغییر خواهد کرد. حالا از روی چرخ دنده بپرید تا به نور لامپ
برسیدو دوباره به سمت راست تغییر جهت دهید. از چرخ دنده عبور کنید و به سمت
راست بپرید.
مرحله ی سی
از اولین دستگاه پرس رد شوید. از دومین دستگاه پرس نمی توانید در حالت
معمولی عبور کنید. وقتی دستگاه پایین آمد از گوشه سمت چپ آن بگیرید و منتظر
شوید تا پرس بالا برود. همین که پرس به سمت پایین شروع به حرکت کرد سریعا
از آن بالا بروید و به سمت راست بدوید و بپرید. در اینجا از سمت مقابل جعبه
هایی به سمت شما می آیند. با استفاده از یکی از این جعبه ها به موجودات
بالای سرتان نزدیک شده و از شر انگل خلاص شوید. در اینجا به سمت راست
نروید. باهل دادن و نگه داشتن یکی از جعبه ها سعی کنید به سمت پرس سمت چپی
بپرید و از گوشه آن بگیرید و سپس خود را به نرده بان سمت چپ برسانید و از
آن بالا بروید.به سمت راست رفته و از زیر چرخ دنده عبور کنیداهرمی روی زمین
وجود دارد که با فشار دادن آن مسیر گردش چرخ دنده ها عوض می شود. توجه
داشته باشید که هر دفعه استفاده از اهرم چرخ دنده ها برای چند لحظه مکث
کرده و بعد شروع به حرکت می کنند. ترتیب کار به این صورت است که اول با
استفاده از چرخ دنده سمت راست به نرده بان خواهیم رسید و سپس با استفاده از
چرخ سمت چپی به بالا خواهیم رفت.اهرم را بکشید تا چرخ دنده سمت راستی به
حالت ساعت گرد بچرخد. حالا با زمان بندی مناسب به نسبت دنده های چرخ دنده،
اهرم با برگردانید. باید حالتی را پیش بیاورید که از چند ثانیه مکث استفاده
کرده و به سمت نرده بان بپرید. حالا چرخ دنده سمت چپ نیز به سمت بالا
میچرخد پس می توانید به راحتی از آن بالا بروید. بعد از بالا رفتن به سمت
راست بپرید تا به یک اهرم دیگر برسید. از این بخش عبور کنید تا به یک واگن
باری معدن برسید.
مرحله ی سی و یکم
واگن را به زیر دستگیره ای که در بالا وجود دارد بکشید و بگذارید همانطوری
بماند. حالا به سمت اهرم برگردید.نرده بانی بر روی چرخ قرار دارد. سطح حالت
سیقلی دارد پس می توانید نرده بان را با رهاکردن به سمت چپ و راست حرکت
دهید. با حرکت دادن نرده بان باید دو کار همزمان انجام دهید. هم با استفاده
از آن به سمت اهرم بروید و آن را بکشید تا سطح زیرین نرده بان بالا بیاید و
بعد دوباره بر روی نرده بان بپرید تا به پلتفرم سمت راست برسید. برای این
کار ابتدا نرده بان را به سمت راست هل دهید. سریع از آن بالا بروید و به
سمت اهرم بپرید. صبر کنید تا نرده بان به سمت راست برود. وقتی به سمت چپ در
حال حرکت بود و دقیقا به نیمه راه رسید اهرم را بکشید و به روی نرده بان
بپرید تا با رفتن به سمت راست بتوانید به موقع روی پلتفرم پریده و از لبه
ان بگیرید. حالا به سمت راست بروید و با یک پرش از کلید روی دیوار آویزان
شوید و بعد از آن بالا بر روی واگن بیوفتید.واگن شروع به حرکت می کند. بر
سر راه به یک تکه نرده بان می رسید سریع از آن بالا بروید و پا به پای واگن
حرکت کنید. از روبرو یک اره در حال خرد کردن پلتفرمی که رویش هستید به
سمتتان می آید جوری تنظیم کنید که از روی اره بپرید و دوباره روی واگن
پیاده شوید. در انتهای مسیر واگن به یک دکمه برخورد می کند که باعث تولید
برق بر سر راهتان می شود. برای گذشتن از این مسیر طبق عکس زیر عمل کنید.بر
روی واگن رفته و دیوار را حل دهید. این کار باعث می شود هم شما به پلتفرم
نزدیک باشد هم به اندازه کافی واگن عقب برود و زمان مناسبی برای رد شدن شما
از میدان به وجود بیاید. حالا مسیر را ادامه دهید تا به اهرم بعدی برسید .
مرحله ی سی و دوم
با کشیدن اهرم محیط باز هم شروع به گردش خواهد کرد. با استفاده از نور
لامپی که تلو تلو میخورد مسیر خود را پیدا کنید. ابتدا از روی گودال حاوی
سنگ بپرید. به جلو بروید. قبل از این که به پایین بیفتید با یک پرش نرده
بان را گرفته و از آن بالا بروید. وقتی به سطحی رسیدید که دارای برق بود،
کمی مکث کنید. با تکان خوردن لامپ در سمت راست، گوشه پلتفرمی دیده خواهد
شد. سریع بر روی آن بپرید. اینجا دیگر عجله نکنید. محیط از حرکت خواهد
ایستاد وجعبه ای از بالا به پایین خواهد افتاد.آن را هل دهید تا به دیوار
برقی بچسبد.حالا برگردید و جعبه را به زیر لامپ برده و پایین بیاندازید. از
لبه پایین رفته و با کمک جعبه به سمت راست حرکت کنید تا وارد مرحله ی بعدی
شوید.
مرحله ی سی و سوم
این بخش نیز خیلی کوتاه است و حکم آموزش وآمادگی برای ادامه کار را دارد.
در اینجا دو عدد مسلسل، یکی به صورت عمودی و دیگر به صورت افقی خواهید
دید که به واسطه لیزر طعمه خود را هدف قرار می دهند. با رفتن روی لیزر ها
مسلسل هاشروع به تیر اندازی خواهند کرد با این تفاوت که مسلسل افقی در جای
خود ثابت است اما مسلسل عمودی به سمت چپ و راست حرکت می کند. دستور کار به
این صورت است که با فعال سازی مسلسل بالا آن را به سمت مسلسل افقی بکشید و
با استفاده از تیر هایش مسلسل افقی را از کار بیاندازید.یک بار بر روی لیزر
ها بروید تا سلاح ها شروع به تیر اندازی کنند. حالا برگردید و بر روی سلاح
سمت چپی بایستید تا مسلسل بالایی، مسلسل پایین را هدف قرار دهد. حالا مسیر
را به سمت راست ادامه دهید تا مرحله ی بعدی آغاز شود.
مرحله ی سی و چهارم
در اینجا با فشار دادن کلید، جاذبه در قسمت جلویی فعال و غیر فعال می شود. در آنجا جعبه دوم ما قرار دارد که باید به این سمت بیاوریم. اینگونه باید عمل کنید. در ابتدا جعبه به سقف چسبیده است. با غیر فعال کردن جاذبه جعبه با شیب به سمت راست به پایین می افتد. اینجا باید با فعال و غیر فعال کردن مداوم جاذبه، جعبه را در هوا نگه دارید اما به طوری که گرانش آن به سمت راست باشد و کم کم از آن محیط خارج شده و به سمت شما بیاید. بعد از آزاد کردن جعبه ، آن را تا انتها به سمت راست هدایت کنید.حالا بر روی آسانسور بپرید و همراه با جعبه روی آن مسیر را به سمت راست طی کنید. از جعبه به عنوان پوشش در مقابل لیزر مسلسل استفاده کنید و از نرده بان بالا بروید. در بالا دو کلید را خواهید دید که یک فلش روی آن ها قرار دارد. یکی به سمت بالا و دیگری به سمت پایین. با فعال کردن این کلید ها به توجه به مسیر فلشی که رویشان قرار دارند جاذبه کلا تغییر کرده و شما به همان جهت کشیده خواهید شد. حالا دکمه پایینی را بزنید تا جاذبه شما را به سمت بالا ببرد. خواهید دید که جعبه اولی نیز به بالا آمد. آن را رد کرده و به سمت چپ حرکت کنید تا جعبه دوم را که آن هم اکنون در بالا هست را با خود بیاورید. با گرفتن جعبه به سمت راست برگردید. حالا حالت جعبه ها را مطابق شکل زیر تنظیم کنید.اکنون زمانی که پلتفرم در حال حرکت به سمت بیرون حرکت کرد سریع جاذبه را عوض کنید وبا کمک هر دو جعبه از موانع بالا بروید. حالا از نرده بان پایین بیایید تا وارد بخش بعدی شویم.
برای گذشتن از اولین مانع باید دکمه آهن ربا را فعال کنید. وقتی جاذبه به سمت پایین است به صدای تغییر جاذبه گوش دهید. وقتی چند تیک تاک به تغییر نمانده بود سریع به سمت پنل آهن ربا بپرید. کلید را بزنید و همین که مسلسل خواست به سمتتان تیر اندازی کند جاذبه تغییر کرده و شما بالا می روید. حالا تا زمانی که بالا هستید خود را به مانع که حالا به سقف چسبیده برسانید. منتظر شوید جاذبه به سمت پایین برگردد. به محض بازگشت از مانع بالا رویدو از سریع از روی آن عبور کنید.
در مرحله بعدی با توجه به صدای تیک تاک طوری عمل کنید که در لحظه های آخری که جاذبه میخواهد به سمت بالا تغییر کند، پایین بپرید و با تغییر جاذبه به سمت بالا از تیررس مسلسل خارج شده و به قیمت زیرین پلتفرم بچسبید. (قسمت قرمز رنگ)به محض اینکه به اینجا رسیدید به سمت چپ بدوید و منتظر شوید تا جاذبه شما را به پایین بیاندازد. اینجا از سرازیری سر می خوید و زیر اره بزرگی قرار میگیرید. مواظب اره زمانی که به سمت بالا می روید باشید. حالا یک اره بزرگتر نیز در زیر اره بالایی قرار دارد. باید طوری با صدا تنظیم کنید که وقتی نزدیک به بالا رفتن است شما به روی اره پایینی بپرید تا قبل از برخورد شما به اره جاذبه شما به بالا ببرد. وقتی از اینجا نیز گذشتید کمی جلو بروید و نفس راحتی بکشید.
تایپـوگرافی های جالبـی که با معنـای خـود ارتبـاط دارنـد
نرم افزار اس ام اس رایگان

در این قسمت برنامه ای را معرفی می کنم که برای تمامی گوشی ها موجوده! یعنی هر گوشی داشته باشی می تونی این برنامه رو روش نصب کنی و به تمام دوستاتم در هر کجای این دنیا هستن بدی نصب کنن!
این برنامه از طریق اینترنت (یا GPRS گوشی و یا هر کانکشن دیگه ای) ارسال اس ام اس می کنه! و مستقیما به شماره ی فرد مورد نظر ارسال می شه! توجه داشته باشید که ارسال این اس ام اس از طریق GPRS بسیار ارزانتر از اس ام اس عادیه! فلذا اگر هم دوستان شما و هم خودتان این برنامه رو نصب کنید، می تونید بهم دیگه یه عالمه اس ام اس بدید، با هزینه ی خیلی کم! شخص گیرنده ی اس ام اس فقط باید هم این برنامه رو نصب کرده باشه، و هم gprs گوشیشو راه اندازی کرده باشه (کلا با گوشیش بتونه به اینترنت وصل شه)!
اگر خوشتون اومد حتما like کنید و نظر بدید ........
دانلود سخنرانی های آیت الله مرتضی مطهری

دانلود مجموعه کامل از سخنرانی های آیت الله مرتضی مطهری
دانلود در ادامه مطلب
شناخت امام مهدی (عج)

شکل :
همچون ستاره ی درخشان نورانی است و خالی سیاه بر گونه ی راست دارد.
غیبت صغری :
از سن پنچ سالگی به مدت 69 سال از 260 ه ق تا 329 ه ق
نمایندگان :
چهار نفر از شخصیت های مهم شیعه به نام های :
1. ابوعمرو عثمان بن سعید بن عمرو عمری اسدی وکیل و نماینده ی پیشین امام هادی (ع) و امام عسکری (ع)
2. فرزند او ، ابو جعفر محمدبن عثمان بن سعید ( متوفی 354 ه ق)
3. ابوالقاسم حسین بن روح ابی بحر نوبختی (متوفی 326ه ق )
4. ابوالحسن علی بن محمد سمری(متوفی 329 ه ق )
محل اقامت اینان در بغداد بوده و تمامی امور شیعیان ، خواست ها و نامه های آنان از طریق این چهار نفر رد و بدل می شده و آرامگاه آنان در بغداد مشهور است.
و ...
برای مشاهده کامل پست به ادامه مطلب بروید
آقای رئیس جمهور شما اشتباهات زیادی دارید...
از جمله اینکه به نخست وزیر اسرائیل پشت کردید و او را مانند دیگر سران عرب در آغوش نگرفتید...
که مانند ولیعهدسعودی باجرج بوش رقص شمشیر نکردهاید...با سارکوزی شراب ننوشیدهاید، مانند برخی، در تلآویو کاخ ندارید. . . .
اشتباه شما این است که شما [در میان سران عرب] تنها رئیس جمهور تحصیلکرده دانشگاهی هستید و دائما فلسطین و مسئله آن را یادآوری میکنید و آن را به فراموشی نمیسپارید . . .
ما به این اشتباهات شما افتخــار میکنیم . . .
جروزالم پست : ایران منزوی نیست
روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» در یاداشتی به تحلیل و بررسی پیامدهای شانزدهمین اجلاس سران کشورهای غیرمتعهد در تهران پرداخت و نوشت: «وقتی رئیسجمهور مصر در اجلاس سران غیرمتعهد علیه بشاراسد صحبت کرد، نمایندگان سوری، سالن اجلاس را ترک کردند؛

اما زمانی که آیتالله علی خامنهای، رهبر عالی ایران، اسرائیل را به شدت کوبید و آنها را «گرگهای خونخوار» ی خواند که رسانههای دنیا را کنترل میکنند، هیچ کسی از جایش حتی تکان هم نخورد.» جروزالم پست در ادامه این سؤال را مطرح میکند که «آیا ایران واقعاً منزوی است؟» و سپس خود پاسخ میدهد: «حضور دو پادشاه، 27 رئیسجمهور و تعداد زیادی وزیر امورخارجه، خبر از منزوی شدن ایران نمیدهد؛ نه به ایران، نه به مردمش و نه دنیا. حضور بیشتر کشورهای دنیا در اجلاس تهران نمیتواند بیمعنی باشد. این حضور، پیامهای مهمی را به دنیا ارسال کرد. یکی از پیامها این است که انکار نقش ایران در جهان، کاری بسیار دشوار است.»

دانلود ترجمه فارسی صوتی قرآن از روی ترجمه استاد فولادوند

ترجمه فارسی صوتی قرآن از روی ترجمه استاد فولادوند با اجرای آقای هدایت فر
دانلود در ادامه مطلب
دانلود مجموعه سخنرانی های حجت الاسلام محسن قرائتی «درس هایی از قرآن»
































بخوان دعای فرج را، دعا اثر دارد...